السيد محمد حسين الطهراني
241
الله شناسى (فارسى)
در خم زلف تو آويخت دل از چاه زنخ * آه كز چاه برون آمد و در دام افتاد صوفيان جمله حريفند و نظر باز ولى * زين ميان حافظ دلسوخته بدنام افتاد « 1 » تنزيه ، فاقد دليل عقلى و شهودى و شرعى است ما اگر بگوئيم خداوند سبحانه و تعالى اصولًا اسم و صفتش از عالم خارج است ، او يك عالمى ايجاد كرد و بين خود و اسم و صفت و فعلش يك حجابى موجود است ؛ در اين صورت اين عالم با خداوند ربطى ندارد و خدا هم با اين عالم ربطى ندارد ؛ و اين عالم مخلوق و معلول خدا نخواهد شد . و همچنين اگر بگوئيم ذات اقدس او بههيچوجه من الوجوه داراى اسم و صفتى نيست ، نه اجمالًا و نه تفصيلًا ، و نه مصداقاً و نه مفهوماً ، و جميع اسماء و صفات خارج و جدا و مُجزَّى از او هستند ؛ در اين صورت آن خداى خشك و خالى و بىمحتوى و فاقد حيات و علم و قدرت را چطور مىتوان مبدأ و مُبدِع عالم آفرينش تصوّر كرد ؟ ! بناءً على هذا جميع انحاء و اقسام تنزيه صِرف حضرت حقّ متعال ، فاقد برهان عقلى و شهود وجدانى و دليل شرعىخواهد گشت . در اسم أحد حضرت حقّ ، وحدانيّت و تجرّد او را از جميع نسب و اضافات بايد ملحوظ كنيم ؛ و امّا در اسم واحد او به عكس است ، ذات اقدسش را با ملاحظهء احتوايش به جميع اسماء و صفات كلّيّه و جزئيّه بايد در نظر بگيريم . وحدانيّت او در اسم احد ، تجرّد وى از جميع شوائب تكثّر است حتّى مفاهيم منطبقهء بر او ؛ و امّا وحدانيّت او در اسم واحد ، استجماع جميع
--> ( 1 ) « ديوان خواجه شمس الدّين محمّد حافظ شيرازى » أعلَى الله مقامَه ، از طبع پژمان ، ص 79 و 80 ، غزل شمارهء 177